اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۵۱
[چو]ن عشق ولای خود دمیدن گیرد
جان از همه آفاق رسیدن گیرد
[ج]ایی برسد دیده که در هر نفسی
بی زحمت دیده دوست دیدن گیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف حال عشق و تاثیر آن بر وجود انسان میپردازد. او میگوید وقتی عشق در دل شعلهور میشود، آدمی به سطوح جدیدی از آگاهی و احساس میرسد. در این حالت، دیدگان به جایی میرسند که هر لحظه بدون زحمت میتوانند دوست را مشاهده کنند و به لطافت و زیبایی عشق پی ببرند. غرض اصلی این است که عشق انسان را به یک مقام رفیع و عمیق از دیدن و درک میرساند.
هوش مصنوعی: زمانی که عشق به حقیقت و سرزمین خود نفوذ کند، جان آدمی از تمام دنیا و افاق به سمت آن میگراید و به آنجا میرسد.
هوش مصنوعی: به جایی برسم که در هر لحظه بدون زحمت و سختی بتوانم چهره دوست را ببینم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون شاه جهان کمان کشیدن گیرد
پیروزی از آسمان رسیدن گیرد
هر تیر کز آن کمان پریدن گیرد
صبحی دگر از ظفر دمیدن گیرد
چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
جان در تن زندگان پریدن گیرد
جایی برسد مرد که در هر نفسی
بیزحمت چشم دوست دیدن گیرد
بر زلف تو چون باد وزیدن گیرد
از هر طرفی مشک وزیدن گیرد
چون در لبت اندیشه باریک کنم
خون از رگ اندیشه چکیدن گیرد
در شست تو چون کمان خمیدن گیرد
قوس قزح از هوا رمیدن گیرد
چون کرکس تیر تو پریدن گیرد
دل در بر نسرین تپیدن گیرد
شبها که دل ازغصه طلپیدن گیرد
نیش مژه در جگر خلیدن گیرد
پروام کند زناز بالش خواهم
در دیدهٔ خونبار پریدن گیرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.