اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۰۹
گه بوی خوشت زپیرهن می شنوم
گه شرح غمت ز مرد و زن می شنوم
ور هیچ نباشد کسکی بنشانم
کاو نام تو می گوید و من می شنوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حس خود نسبت به بوی خوش محبوبش و یادآوری غم او اشاره میکند. او میگوید که گاهی بوی آن محبوب را از پیراهنش استشمام میکند و گاهی نیز داستان غمش را از دیگران میشنود. حتی اگر کسی نباشد که او را بنشاند، تنها نام محبوبش کافی است تا او این احساسات را تجربه کند.
هوش مصنوعی: گاهی بوی خوش تو را از پیراهن میفهمم و گاهی داستان غمت را از گفتوگوی مردان و زنان میشنوم.
هوش مصنوعی: اگر هیچ کس نباشد، من کسی را مینشینم که نام تو را میگوید و من او را میشنوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در حق خود از تو صد سخن می شنوم
دشنام همی دهی و من می شنوم
این سرد سخنها نه توام می گویی
من این همه ز آن لب و دهن می شنوم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.