اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۰۸
گر من به مثل چو خضر جاوید زیَم
در حسرت آن روی چو خورشید زیَم
گر وعدهٔ وصل تو نباشد پس من
پیش تو بمیرم به چه اومید زیَم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و longing شاعر به معشوق است. او میگوید اگر بتواند مانند خضر جاوید (شخصیتی در ادبیات که نماد جاودانگی و زنده ماندن است) زندگی کند، اما نبودن معشوقش باعث ناتوانی و بیفایده بودن زندگیاش میشود. او به خود میگوید که اگر وعده دیدار و وصال معشوقش نباشد، ادامه زندگی برایش بیمعناست و بهتر است که نزد او بمیرد.
هوش مصنوعی: اگر من مانند خضر همیشه زنده بودم، در حسرت دیدن آن چهره مانند خورشید زندگی میکردم.
هوش مصنوعی: اگر وعدهٔ دیدار تو نباشد، پس چرا من در کنار تو زندگی کنم در حالی که به تو امیدی ندارم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.