اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۱۳۴
عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن
واین دُر به هر الماس نشاید سفتن
سوداست کی می بریم والله که عشق
بکر آمد و هم بکر بخواهد رفتن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق میپردازد و بیان میکند که عشق یک حالت پیچیده و غیرقابل بیان است. شاعر با اشاره به اینکه عشق نه به سادگی وصف میشود و نه میتوان بهراحتی آن را در خود نگه داشت، نشان میدهد که این احساس میتواند بهطور ناگهانی و بدون اخطار پایان یابد. عشق مانند الماس و به دور از دسترس است و در نهایت ممکن است با وجود زیبایی و جذابیت، به سادگی از بین برود.
هوش مصنوعی: عشق ویژگیای نیست که بتوان به سادگی دربارهاش صحبت کرد و این احساس ارزنده را نمیتوان به هر شخصی منتقل کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که چقدر میتوانیم از زیباییها و لذتهای عشق بهرهمند شویم. در واقع، عشق مثل یک چیز تازه و بکر است که نیاز به توجه و حفاظت دارد، ولی ممکن است با گذر زمان از دست برود یا به فراموشی سپرده شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از ساحت دل غبار کثرت رفتن
به زانکه به هرزه دُرّ وحدت سفتن
مغرور سخن مشو که توحید خدا
واحد دیدن بود نه واحد گفتن
با کس غم تو بیش نخواهم گفتم
وین در دو دیده هم نخواهم سفتن
مهر تو ز دل پاک بخواهم رفتن
بر بستر صبر خوش بخواهم خفتن
آیا گهر وصل تو یارم سفتن
راه تو امیدوار یارم رفتن
میروشن و حجره خالی و موسم گل
ای گلبن نو شکفته یارم گفتن
اشتربانرا سرد نباید گفتن
او را چو خوش است غریبی و شب رفتن
با برگ مژه سد سکندر سفتن
صد آتش نمرود به دیده سفتن
به باشد از آنک دوستان خود را
در پیش ستودن و زپس بد گفتن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.