اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
»
شمارهٔ ۱۷
ای آمده گریان زتو خندان همه کس
از آمدن تو گشته شادان همه کس
امروز چنان باش که فردا که روی
خندان تو به در روی و گریان همه کس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به حضور کسی اشاره میکند که موجب شادی دیگران شده است. همگان به خاطر حضور او خندان و شاداباند، اما در عین حال یادآور میشود که باید امروز به گونهای باشید که در فردا که ممکن است این خوشحالی به پایان برسد، دیگران را دچار اندوه نکنید. او به لزوم حفظ خوشی و شادابی در انس و تعامل با دیگران تأکید میکند.
هوش مصنوعی: تو که با آمدنت همه را خوشحال کردی و حتی کسانی که در غم و اندوه بودند، با دیدن تو لبخند بر لبانشان نشسته است.
کاربر : چنان زندگی کن که فرداس روز که مُردی ، خودت راضی باشی و دیگران در غم فراغ تو ناراحت و گریان ، نه اینکه از مردن تو دیگران آسوده شوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای یاد تو مونس روان همه کس
وی نام تو صیقل زبان همه کس
جانم بهوای تست شادان همه عمر
جان من تنها نه که جان همه کس
سر زلفین تو شد رشته جان همه کس
لعل و یاقوت لبت قوت روان همه کس
تا تو آب دهن انداخته ای در دل خاک
پر شد از شهد و شکر کاسه وخوان همه کس
بسکه ذکر دهن و فکر لبانش کردی
[...]
از ضعف تنت رفته توان همه کس
وز درد تو خسته استخوان همه کس
یک تن ز ملامت تو بی دردی نیست
پیوند به جان تست جان همه کس
ای آمده گریان تو و خندان همه کس
وز آمدن تو گشته شادان همه کس
امروز چنان بزی که فردا چو روی
خندان تو برون روی و گریان همه کس
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.