اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
»
شمارهٔ ۱۲۰ - طلب الآخرة
تا وسوسهٔ عشق مهیّا نشود
بی صدق و صفا عیش مهنّا نشود
دنیا ندهی زدست و دین می طلبی
این هر دو به یک جای مهیّا نشود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات اشاره به این دارند که عشق و محبت واقعی فقط زمانی میتواند به وجود آید که قلب انسان آمادگی آن را داشته باشد و در غیر این صورت، هیچ لذتی از زندگی حاصل نخواهد شد. همچنین، اگر فردی متوقع باشد که دنیا را به دست آورد و در عین حال دین و معنویت را نیز طلب کند، این دو در یک جا نمیتوانند با هم مهیا شوند. به عبارت دیگر، برای دستیابی به عشق و معنویت، باید صداقت و پاکی در دل وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل آمادهٔ وسوسههای عشق نشود، با صداقت و خلوص نیت، کام مطلوب به دست نخواهد آمد.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال دنیا باشی و در عین حال دلتنگ دین و معنویت باشی، نمیتوانی هر دو را به دست آوری؛ زیرا این دو خواسته در یک جا جمع نمیشوند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زین پس دل من بمهر یکتا نشود
وین عشق کهن گشته مطرا نشود
آن آینه که عکس روی تو گرفت
روی من ازان آینه پیدا نشود
تا پای کسی سلسله آرا نشود
او را سر قدر آسمان سا نشود
باز ار نشود صید و نیفتد در قید
او را به سر دست شهان جا نشود
هرگز چشمم به روی او وانشود
کز موج نگاه دیده دریا نشود
همچون مژه زیاده در دیده خلد
گر نیم نگه صرف تماشا نشود
گفتم ز غمت غنچهٔ دل وا نشود
گفتا چه فضولی ست، شود یا نشود
بیهوده چه نالی از گرانباری دل؟
گر غم غم ماست، بار دلها نشود
تا پای تو سر، سر تو تا پا نشود
از رشتهٔ کار تو گره وانشود
نفست گوید فنا شدم حق گشتم
باور نکنی که خر مسیحا نشود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.