اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
»
شمارهٔ ۲۲
خود را تو اگر عشوه دمادم ندهی
دردیش به صد هزار مرهم ندهی
والله اگر لذت عزلت بچشی
از فقر دمی به ملک عالم ندهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که اگر انسان خود را به دیگران عرضه نکند و به دلخواهی از خود راضی نباشد، حتی بهترین درمانها هم نمیتوانند درد او را تسکین دهند. همچنین، شاعر اشاره میکند که اگر کسی طعم تنهایی و استقلال را بچشد، هیچ وقت حاضر نخواهد بود در مقابل فقر یا مشکلات به دنیا و چیزهای موفقیتآمیز آن وابسته شود. به نوعی، شعر به ارزشهای درونی و عشق به خود اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اگر تو هر لحظه خود را جذاب و فریبنده نشان ندهی، حتی اگر به او صدها داروی تسکینبخش هم بدهی، هیچ فایدهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: به خدا قسم، اگر از تنهایی و دوری از جمع لذت ببری، هرگز به خاطر یک زندگی مرفه و پُر پول، دنیا و ملتش را نخواهی داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک دم دل شاد را به صد دم ندهی
واندم به دم عیسی مریم ندهی
مرغان ضمیر از صفا رام شوند
جمع آی که از تفرقه شان رم ندهی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.