گنجور

 
 
نسکبان اندروید
مهستی گنجوی

مشکی که ز خون و ختن آهو دارد

از چین سر زلف تو آهو دارد

آن کس که شبی با غم تو یار بشد

تا وقت سحر ناله و آه، او دارد

سید حسن غزنوی

بگذار جهان که او همین خو دارد

در توی فلک مشو که نه تو دارد

مندیش که بخت بند نیکو دارد؟

رو کار خدای کن که کار او دارد

فرخی یزدی

هر گل که ز یکرنگی خود بو دارد

در باغ هزار تهنیت گو دارد

روزی به چمن اگر در آیم چو هزار

من بو نکنم گلی که صد رو دارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه