گنجور

 
 
گوهر
سید حسن غزنوی

بگذار جهان که او همین خو دارد

در توی فلک مشو که نه تو دارد

مندیش که بخت بند نیکو دارد؟

رو کار خدای کن که کار او دارد

اوحدالدین کرمانی

چشم سیهت که ناف آهو دارد

در هر مژه صد هزار جادو دارد

از درج دلم گوهر عقلم گم شد

زنهار بگو تا بدهد کاو دارد

فرخی یزدی

هر گل که ز یکرنگی خود بو دارد

در باغ هزار تهنیت گو دارد

روزی به چمن اگر در آیم چو هزار

من بو نکنم گلی که صد رو دارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه