گنجور

شمارهٔ ۱۲۴

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

در آتش آمدیم و فغانی نداشتیم

بودیم شمع شوق و زبانی نداشتیم

صد شیوه یافتیم زمعشوق روز وصل

وز بهر نیم شیوه بیانی نداشتیم

صدره بدیر وکعبه قدم رفت هیچگاه

دستی نیافتیم و عنانی نداشتیم

در شیشه کاو کاو بسی عرض کرد لیک

در شیشه ناشکسته فغانی نداشتیم

دایم زدیم غوطه در آتش برای خلق

در هیچکس بمهر گمانی نداشتیم

میلی نداشتیم بسودای کس ولی

در هیچ شهر نرخ گرانی نداشتیم

عرفی بتافت پنجه ما جور بخت پیر

شکر خدا که بخت جوانی نداشتیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.