گنجور

شمارهٔ ۱۲۲

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

دل در شکن طره دلبند شکستیم

صد نیش بلا در دل خرسند شکستیم

سودا زدگی بین که دل همنفسان را

صد بار زنشنیدن یک پند شکستیم

ما را بکن از عشق بزهر مژه ها یاد

کین توبه بامید شکر خند شکستیم

می گفت به یعقوب محبت که بسی ما

دلهای پدر در غم فرزند شکستیم

دردا که از این عهد که دل با صنمی بست

صد داغ نهانی بخداوند شکستیم

تا کام تو عرفی ثمر آلوده نگردد

در باغ طرب نخل برومند شکستیم

هرگز گله از دوست بمحرم نفروشم

گر مشتریم دوست شود هم نفروشم

از شورش غم با در و دیوار بحرفم

رفت آنکه بآسوده دلان غم نفروشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط