منگر به حدیث خرقهپوشان
آن سختدلانِ سستکوشان
آویخته سُبحهشان به گردن
همچون جرس از درازگوشان
از دور چو کُشتگان ببینی
از راه بگرد و رو بپوشان
از بند ریا و زرق برخیز
با ساده نشین و بادهنوشان
مفروش به ملک هر دو عالم
خاک سر کوی میْفروشان
در باغ چه خوش بود سحرگاه
ما سرخوش و بلبلان خروشان
مطرب غزل عبید برخوان
دل برده ز دستِ تیزهوشان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نقد افرادی میپردازد که به ظواهر و زرق و برق دنیا مشغولاند و خود را در مقام عارفان میدانند، اما در واقع به دنیای مادی وابستهاند. شاعر از خواننده میخواهد که به این افراد بیاعتنا باشد و راه سادگی و دلنشینی را در پیش گیرد. او بر اهمیت خوشگذرانی و لذت از زندگی، به ویژه در جمع دوستان و در فضایی دلپذیر تأکید میکند، در حالی که به زیباییهای سحرگاه و موسیقی نیز اشاره دارد. در نهایت، شاعر به دعوت از آهنگساز برای خواندن غزلی اشاره میکند که احساسات عمیق و واقعی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: به سخنان و روایات افرادی که فقط ظاهری از دین را دارند و به باطن و عمق آن توجه نمیکنند، نگاه نکن. این افراد ممکن است سختگیر به نظر برسند، اما در عمل، تلاشی جدی برای رسیدن به اهداف بلندتر ندارند.
هوش مصنوعی: سبحههای آنها به گردنشان آویزان است و مانند زنگولههایی است که به گردن الاغها میاندازند.
هوش مصنوعی: اگر از دور افرادی را ببینی که به زمین افتادهاند، بهتر است از مسیر خود منحرف شوی و چهرهات را بپوشانی.
هوش مصنوعی: از زرق و برق و خودنمایی دور شو و با افراد سادهدل و اهل خوشگذرانی همراه شو.
هوش مصنوعی: به هیچ قیمتی نگذار که خاک سر خیابان میفروشان را بفروشی، حتی اگر برای به دست آوردن تمام دنیا باشد.
هوش مصنوعی: در باغ، چه لذتبخش است صبح زود وقتی که ما شاد و خوشحالیم و بلبلان به طور شاداب آواز میخوانند.
هوش مصنوعی: خوانندهي آواز، غزل عبید را بخواند و قلب مخاطبان را از چنگ تیزهوشان برباید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بنده خرقه کبودت
در جنت عدن حله پوشان
بر یاد لب تو در صوامع
زهاد زمانه باده نوشان
بشکست لب شکر فروشت
[...]
هرچند ز چشم زرد گوشان
سرخ است رخم ز خون جوشان
ای میر همه شکر فروشان
توبه شکن صلاح کوشان
عشاق ز دست چون تو ساقی
خونابه به جای باده نوشان
در میکده غمت سفالی
[...]
جانی و دلی ز غصه جوشان
برگشت بدین نوا خروشان
ای میر همه شکر فروشان
توبه شکن صلاح کوشان
عشاق زدست تو چون ساقی
خونابه بجای باده نوشان
در میکده ی غمت، سفالی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.