در خود نمیبینم که من بی او توانم ساختن
یادل توانم یک زمان از کار او پرداختن
من کوی او را بندهام کورا میسر میشود
بر خاک غلطیدن سری در پای او انداختن
چون شمع هجران دیدهای باید که تا او را رسد
با خنده گریان زیستن یا سوختن یا ساختن
هرگز نباید خواب خوش در چشم من تا ناگهان
خیل خیالش صف زنان نارد برویش تاختن
در حسرتم تا یکزمان باشدکه روزی گرددم
کز دور چندان بینمش کورا توان بشناختن
هر دم عبید از خوی او باید شکایت کم کنم
عادت ندارد یار ما بیچارگان بنواختن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساست عمیق عاشقانه شاعر است. او نمیتواند بدون معشوقش زندگی کند و احساس میکند که شکست در زندگیاش به دلیل دوری از اوست. شاعر خود را بنده معشوق میداند و حاضر است به نشانه عشق، هر سختیای را تحمل کند. او با هیجانات متضاد از جمله سوختن و ساختن دست و پنجه نرم میکند و همواره در حسرت دیدار معشوقش است. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که معشوق معمولاً به حال عاشقان بیچارهاش توجهی نمیکند و او هر روز باید از دوریاش شکایت کند.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم بدون او زندگی کنم، به طوری که حتی یک لحظه هم نمیتوانم از یاد او دور شوم.
هوش مصنوعی: من بنده راه و کوی او هستم، و برای من آسان است که بر زمین بیفتم و سرم را در پای او بگذارم.
هوش مصنوعی: اگر در آتش جدایی سوزانده شدهای، باید تا زمانی که او به تو برسد، با حالتِ گریان و در عین حال خندان زندگی کنی، چه به سوختن ادامه دهی و چه به تحمل کردن و سازگاری.
هوش مصنوعی: هرگز نباید خوابهای شیرین به چشمان من بیفتد، زیرا ناگهان گروهی از خیالهای او به سمت من هجوم میآورند.
هوش مصنوعی: در حسرت هستم تا زمانی که دوباره او را ببینم، به گونهای که بتوانم او را بشناسم.
هوش مصنوعی: عبید هر لحظه از رفتار او باید شکایت کند، زیرا یار ما که بیچارهایم، عادت ندارد بر ما مهربانی کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.