گنجور

 
 
شجره‌نامهٔ شخصیتهای شاهنامه
سلیم تهرانی

کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد

نانم ز صدف خشکتر از آب برآمد

بر کشتی صد پاره ی من بس که دلش سوخت

چون ابر سیه، دود ز گرداب برآمد

از میکده بگذر که به گرداب خم می

[...]

بیدل دهلوی

نتوان به تلاش از غم اسباب برآمد

گوهر چه نفس سوخت ‌که از آب برآمد

غافل نتوان بود به خمخانهٔ توفیق

ز آن جوش‌ که دردی ز می ناب برآمد

خواه انجمن‌آرا شد و خواه آینه پرداخت

[...]

نورس دماوندی

اشکم چو ز مهر جهان تاب آمد

آه از جگرم چون گل مهتاب برآمد

دل محو تجلی شده از جوش سرشکم

این شیشه محیط گهر از آب برآمد

شهریار

ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد

سیمای شب آغشته به سیماب برآمد

آویخت چراغ فلک از طارم نیلی

قندیل مه آویزه محراب برآمد

دریای فلک دیدم و بس گوهر انجم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه