سرنهادم برت بخاک نیاز
تا تو بر گیریش بخنجر باز
کوشش عاشقان ز معشوقست
شمع پروانه را دهد پرواز
گرنه مستش کند کرشمه گل
کی ز بلبل برآید این آواز
وصل جوئی بروز هجر بسوز
گل چه خواهی بیا بخار بساز
تا تذرو مراد سازی صید
دیده بربند از همه چون باز
راز وی من بکس نمی گفتم
اشک خونین درید پرده راز
خرم آن دل باغم عشقش
گشته چون نور در جهان دمساز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق عاشقان به معشوق است. شاعر از سرنوشتی میگوید که با عشق گرهخورده و تلاش عاشقان برای رسیدن به معشوق را به تصویر میکشد. او به زیباییهای عشق و درد فقدان اشاره میکند و یادآوری میکند که در جستجوی وصال، عمیقترین احساسات و رازهای دل گفته نمیشوند. در نهایت، عشق به سمتی نورانی و شاداب حرکت میکند و دلها را با نور خود روشن میسازد.
هوش مصنوعی: من سرم را بر زمین نیاز گذاشتم تا تو آن را با خنجر خود بلند کنی.
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر معشوق تلاش میکنند، مانند شمعی که پروانه را به پرواز در میآورد.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی گل او را مست نکند، پس چگونه میتواند این آواز را از بلبل بشنود؟
هوش مصنوعی: در روز جدایی، به دنبال وصال نباش. گل را بسوزان و از آن بخار بساز، چون این حال برای تو چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: به هنگام شکار، چشمانت را بر روی همه چیز ببند و تنها به هدف خود تمرکز کن تا بتوانی به خواستهات برسی.
هوش مصنوعی: من هیچگاه راز او را به کسی نمیگفتم، اما اشکهای خونینم پردهنشین را از هم درید.
هوش مصنوعی: دل من شاد و خوشحال است، زیرا عشق او همچون نور در تاریکیهای جهان، مایهی روشنی و زندگیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زندگانی چه کوته و چه دراز
نه به آخر بمرد باید باز؟
هم به چنبر گذار خواهد بود
این رسن را، اگر چه هست دراز
خواهی اندر عنا و شدت زی
[...]
سرو ساقی وماه رود نواز
پرده بر بسته در ره شهناز
زخمه رودزن نه پست ونه تیز
زلف ساقی نه کوته ونه دراز
مجلس خوب خسروانی وار
[...]
زندگانی چه کوته و چه دراز
نه بآخر بمرد باید باز؟
هم بچنبر گذار خواهد بود
این رسن را اگر چه هست دراز
خواهی اندر عنا و شدّت زی
[...]
ای تو را آروزی نعمت و ناز
آز کرده عنان اسپ نیاز
عمرت از تو گریزد از پس آز
تو همی تاز در نشیب و فراز
بر در بخت بد فرود آید
[...]
چند گویی که نشنوندت راز
چند جویی که می نیابی باز
بد مکن خو که طبع گیرد خو
ناز کم کن که آز گردد ناز
از فراز آمدی سبک به نشیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.