ای قفل دل ما را لعل لب تو مفتاح
مفتوح نما باری قفلم ز دل ای فتاح
تا کی ز غمم مرده باشد دل افسرده
مطرب بکف آور دف ساقی بقدح کن راح
آن دف که چو بخروشد افلاک برقص آرد
وآن راح که چون جوشد انجام بود مصباح
مصباح چو روشن شد افلاک برقص آمد
نور و طربی باید گردد بدلم اصلاح
دلرفت چو اصلاحی از فیض دف و راحی
چون جسم شود ساکن در مصطبه ارواح
نورآمد و روح آمد آن گنج فتوح آمد
در بحر چو نوح آمد هم کشتی و هم ملاح
چون نور تجلی کرد در ملک شهود از غیب
شد کنز معانی را کلکش بیان مفتاح


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان مضامین عشق و عرفان میپردازد. او از قفل دل خود میگوید که با لبان محبوبش باز میشود و از غم و افسردگی ناشی از دوری معشوق شکایت میکند. با دعوت از مطرب و ساقی برای آوردن شادی به دل، به تأثیرات مثبت موسیقی و طرب بر روح اشاره میکند. در این شعر، نور و روشنایی به عنوان نماد فهم و معرفت درک میشود و شاعر با اشاره به مفاهیم عمیقتری مانند تجلی نور و رابطه آن با هستی، به اهمیت عشق و شادی در زندگی پرداخته است.
هوش مصنوعی: ای قفل دل ما را با لبهای سرخ تو باز کن، بگذار قفل دلم از بین برود، ای کسی که گشایشدهندهای.
هوش مصنوعی: تا کی باید دل غمگین و افسرده باشد؟ ای مطرب، دفی به دست بگیر و با باده، دلها را شاد کن.
هوش مصنوعی: آن دفی که وقتی به صدا در میآید، آسمانها را به رقص در میآورد و آن نوری که وقتی به جوش میآید، پایاناش میشود چراغی روشند.
هوش مصنوعی: وقتی چراغ روشن شد، آسمانها به رقص درآمدند و این نور و شادی باید در دل من اصلاح و بهبود یابد.
هوش مصنوعی: وقتی دل از خوشی پر شود، مانند یک ساز موزون و شاداب مینوازد. اما وقتی جسم انسان در مکانی ثابت بماند، روح او بیحرکت و بدون شور و هیجان میشود.
هوش مصنوعی: نور و روحی تازه و با ارزش پدیدار شد. همچون نوح که در دریا آمد، این گنج نهان نیز به ظهور رسید و هم کشتی و هم ناخدا را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: وقتی نور حقیقت در عالم مشاهده ظهور کرد، اسرار پنهان به وضوح نمایان شدند و رازهای معنایی به درستی توضیح داده شدند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوشم بسحر ساقی پر کرد قدحی از راح
زان راح که میبخشد جان در بدن ارواح
از راح وز اقداحت نبود اگر آگاهی
راحست حیات ایدل اقداح بود ارواح
خوردم قدحی چون من زان راح روان افزا
[...]
آن عالم روحانی خمخانهٔ ربانی
روح جبروتی خم فیض صمدانی راح
نفس ملکوتی را مینا و صراحی دان
اعیان شهادی را هر یک قدحی ز اقداح
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.