منم که با مژه تر کنم گهر سوراخ
توئی که کرده ز تیر غمم جگر سوراخ
ز بسکه چشم ببام و درت نهادم شد
ز کاوش مژه ام جمله بام و در سوراخ
بیاکه ناوک آهم دل فلک هر شب
جدا ز ماه رخت کرده تا سحر سوراخ
تو رفتی و ز قفای تو هر قدم کردم
زمین خشک بخوناب چشم تر سوراخ
عجب مدار که نور از ضمیر چون خورشید
کند بناوک حسرت دل قمر سوراخ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و غمگین شاعر درباره معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبای طبیعت و رنگها، از دلمشغولیها و دردهایی که از جدایی معشوق به او رسیده، سخن میگوید. او به اثراتی که عشق و غم در وجودش گذاشته اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه نگاه به معشوق، درد و رنج او را تشدید کرده است. در نهایت، او از حسرت و ناتوانی در برابر فقدان معشوق صحبت میکند و حسرتهایش را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من کسی هستم که با نگاه نازک و دلربای خود، اشکهای خود را بر روی زخمهای دلانگیز تو میریزم؛ زخمهایی که بر اثر غم و اندوه بر دلم نشستهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مدتی طولانی به در و دیوار خانهات نگاه کردهام، حالا دیگر مژهام همه جا را مانند یک سوراخ میبیند.
هوش مصنوعی: بیا و ببین که آوای آه من چ how on night آسمان تا صبح، در حالی که چهره تو را از ماه جدا کرده است، سوراخی را ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: تو رفتی و من هر قدمی که برداشتم، زمین خشک و بی آب است و چشمانم پر از اشک است.
هوش مصنوعی: تعجب نکن که نور از درون انسان مانند خورشید، دل را با احساسات و آرزوهایش روشن میکند، چرا که مانند قمر که دچار نقص است، دل نیز میتواند دچار غم و حسرت باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.