گنجور

 
نورعلیشاه

رخش که از نظر خلق جمله محجوبست

عیان بدیده معنی ز صورت خوبست

چگونه دیده ظاهر به بیند آن رخسار

که از حیا به هزاران حجاب محجوبست

کرت هواست که بینی جمال آن محجوب

ببین در آینه روی آنکه محبوبست

بصفحه رخ خوبان بدفتر حسنش

ز خط و خال بسی حرف و نقطه مکتوبست

تو این کرشمه و نازی که از بتان بینی

بحسن چهره آن یار جمله معیوبست

بحسن اوست که یوسف بچهره زیبا

بلای جان زلیخا و قلب یعقوبست

نسب مپرس ز نور و حسب که او منسوب

بنور او ز تجلیش نیز محسوبست

 
 
 
سعدی

گر اهل معرفتی هر چه بنگری خوبست

که هر چه دوست کند همچو دوست محبوبست

کدام برگ درختست اگر نظر داری

که سر صنع الهی برو نه مکتوبست

ناصر بخارایی

تو را شمایل موزون و شیوهٔ خوبست

که وضع و هیأت مطبوع و شکل مرغوبست

شعار شعر سیه بر بیاض عارض تو

چو عارضیست کزو آفتاب محجوبست

بیان قصهٔ خضرست و شرح سورهٔ نمل

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه