بدل این نکته از جان می تراود
که جان از لعل جانان می تراود
گرم هندوی خالش راه دین زد
ز کفر زلفش ایمان می تراود
بود بحر معانی هر بیانی
کز آن لعل درافشان می تراود
بدل صد ساله تیری کز تو دارم
هنوزش خون ز پیکان می تراود
نیفشانید دامان سرشکم
کز آن صد بحر عمان می تراود
بجز نور علی آن کیست کامروز
ز کلکش آب حیوان می تراود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عمق احساسات مرتبط با عشق و عشقهای معنوی اشاره دارد. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر مختلف، به تأثیرات عاطفی و روحانی عشق میپردازد. او میگوید که جان او از عشق معشوق به وجود آمده و ایمان و معانی عمیق از زیباییهای آن استخراج میشود. همچنین، شاعر به یادآوری درد و شوقهای خود از دورانهای گذشته اشاره میکند و نشان میدهد که حتی سالها پس از تجربیات عاشقانه، اثر آنها هنوز در جان او جاری است. در نهایت، او به نور و حقیقتی اشاره میکند که تنها از علی (ع) به دست میآید.
هوش مصنوعی: این نکته از درون من برمیخیزد که وجود من از زیبایی محبوبم نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر در خال گرم هندو نشانهای از دین باشد، از زلف او ایمان و باور به وجود میآید و از کفر فاصله میگیرد.
هوش مصنوعی: تمام معانی در عمق دریایی نهفتهاند که از آن، گوهرهای زیبا و درخشان به ظهور میرسند.
هوش مصنوعی: من هنوز زخم عمیقی را که از تیر تو در دل دارم، احساس میکنم و هر لحظه خون آن زخم جاری است.
هوش مصنوعی: دست از گریه و اشک بکشید، زیرا از آن، آب و خون زیادی به راه خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: جز نور علی، امروز کسی نیست که از جذبهاش آب حیات جاری شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.