جز یار در بزم جهان دلدار کو دلدار کو
دلدار در دار جهان جز یار کو جز یار کو
پندار کو پندار کو جز جبین عاشقان
جز در جبین عاشقان پندار کو پندار کو
عطار کو عطار کو جز خاک مشک افشان او
جز خاک مشک افشان او عطار کو عطار کو
گلزار کو گلزار کو جز گلشن کویش مرا
جز گلشن کویش مرا گلزار کو گلزار کو
زنار کو زنار کو جز تار زلف آن صنم
جز تار زلف آن صنم زنار کو زنار کو
خمار کو خمار دربزم چون نور علی
در بزم چون نور علی خمار کو خمار کو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دلتنگی و جستجوی معشوق (دلدار) اشاره دارد. شاعر از اوایل شعر میپرسد که کجا میتوان دلدار را یافت و همچنین به جستجوی معانی و نشانههایی از عشق و زیبایی میپردازد. او به عشق و زیباییهای مختلف مانند پندار، عطار، گلزار و زلف اشاره میکند و هر بار از فقدان معشوق شکایت میکند. در نهایت، شعر به حالتی از احساس خمار و سرمستی در جمع اشاره دارد که مقایسهای با نور علی دارد. به طور کلی، موضوع اصلی شعر نمایش دلتنگی و عشق عمیق شاعر به معشوق است.
هوش مصنوعی: غیر از معشوق در این دنیا هیچ دلبر دیگری نیست. کجاست آن دلبر؟ فقط اوست که در این دارِ جهان وجود دارد. غیر از او هیچ کس دیگری نیست.
هوش مصنوعی: این بیت به ما یادآوری میکند که تنها عشق و محبت واقعی در دل عاشقان و در چهرهی آنها نمایان است. در واقع، هرگونه تصور و خیال، جز در وجود عاشقان معنایی ندارد و تنها جذبه و احساسات آنها ارزشمند است.
هوش مصنوعی: عطار کیست؟ او کسی است که بوی خوشی مانند خاک مشک دارد. به دنبال او بگرد، زیرا او متفاوت از دیگران است.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک باغ و گلستان اشاره دارد و بیانگر longing یا اشتیاق شاعر به آن مکان خاص است. شاعر دوست دارد بار دیگر به آن گلزار زیبا برگردد و از مناظر آن لذت ببرد. این احساس تعلق و عشق به طبیعت و زیباییهای آن در این بیت به وضوح حس میشود.
هوش مصنوعی: کتاب زنار و زلف معشوق را در نظر بگیر. این زنار، زنجیری است که محبت او را به ما متصل میکند و تنها چیزی که کمکی به این پیوند میکند، تارو پود زلف آن معشوق است. در واقع، همه چیز به زیبا بودن زلف او وابسته است و ما فقط به همین تار زلف توجه داریم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به توصیف حالتی اشاره دارد که در آن شادمانی و سرمستی حاکم است. او از کسی میخواهد که در این جمع و در این فضای شاد، نشانی از سرمستی و نشاط را به نمایش بگذارد. همچنین به نور و روشنی که در محفل وجود دارد، اشاره میکند و حالتی معنوی و روحانی را در فضای جشن تجسم میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بشکفت گل در گلسِتان، آن یار گلرخسار کو
برخاست سرو بوستان، آن سرو خوشرفتار کو
غنچه تبسم میکند، آن پستهٔ خندان کجاست
سوسن زبان آور شده است، آن زلف عنبربار کو
سنبل به تاب حسن شد، نرگس به خواب ناز رفت
[...]
هجران جانان تا بچند آ» یار کو آن یار کو
وین شورش دل تا بکی دلدار کو دلدار کو
در سینه دلها شد طپان جانها ز تنها شد زوان
تا کی بود این رو نهان دیدار کو دیدار کو
ذرات عالم مست او خورده شراب از دست او
[...]
منصور وقت خود منم بهر هلاکم دار کو
بانگ هوالحق میزنم دیار کو دیار کو
دل در برم دیوانه شد زنجیر زلف یار کو
کرد آن صنم ترسا مرا زنار کو زنار کو
گویند کز افغان من شب کس نخوابد ای عجب
کاندم که من از سوز دل زاری کنم بیدار کو
بیگاه وگه خونین دلم خواهد ز من دلدار را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.