اسمش قاضی اسداللّه و فاضلی است صاحب جایگاه. به شیخ مؤمن اخلاص و ارادت داشت. کرامت بسیار از وی ظهور مینمود. شخصی قصری دلگشا در خواب دید با رخنهٔ بسیار و ثقبهٔ بی شمار. پرسید که این قصر از کیست و این ثقبهها از چیست؟ خادم قصر گفت: که این قصرِ قاضی اسداللّه است و به هر کرامتی که از وی بروز کرده، رخنه در قصر جاه او پیدا شده. آن مرد از خواب جسته دوان دوان به جانب قاضی رفته که کیفیت خواب خود را به وی بازگوید و او را از اظهار کرامات منع نماید. قاضی گفت که این رخنه هم بالای آن رخنهها باشد. تو چنین خوابی دیدهای و آمدهای که به من گویی: آن مرد حیران گردیده و اخلاص وی را گزید. آخر الامر در کاشان به رحمت ایزدی پیوست. مرقدش زیارتگاه است. این چند بیت از او نوشته شد:
مِنْاشعاره قُدِّسَ سِرّه
منصور وقت خود منم بهر هلاکم دار کو
بانگ هوالحق میزنم دیار کو دیار کو
٭٭٭
میی را کز خرد مستور کردند
به این شوریدهٔ دیوانه دادند
اگر دادند جامی دیگران را
منِ سرگشته را خمخانه دادند
رباعی
تو ز پیدایی خود پنهانی
مینبینند ترا بی بصران
٭٭٭
ای آنکه تویی محرم راز همه کس
شرمندهٔ ناز تو نیاز همه کس
چون دشمن و دوست مظهر ذات تواند
از بهرِ تو میکشیم نازِ همه کس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: قاضی اسدالله فاضلی، شخصیتی متقی و مورد احترام بود که کراماتی از او بروز میکرد. در خوابی، مردی قصر بزرگی با رخنههای بسیار دید و متوجه شد که این قصر متعلق به قاضی است. خادم قصر توضیح داد که هر کرامتی که از قاضی مشاهده شده، باعث ظهور این رخنهها در قصرش شده است. مرد به دیدن قاضی رفت تا خوابش را برای او تعریف کند و از او بخواهد که از اظهار کرامات خود پرهیز کند. قاضی در پاسخ گفت که این رخنهها نیز نشانه ای از ویژگیهای او هستند. در نهایت، قاضی به رحمت خدا پیوست و آرامگاهش به زیارتگاه تبدیل شد. از او اشعاری به یادگار مانده که نشاندهنده ارتباط عمیق او با خداوند و سلوک روحانیاش است.
هوش مصنوعی: اسم او قاضی اسداللّه و فاضلی است که در جامعه احترام زیادی دارد. او به شیخ مؤمن ارادت و عشق فراوانی داشت و کرامتهای زیادی از او نمایان میشد. یک روز، شخصی در خواب یک قصر بزرگ و باشکوه دید که دارای سوراخهای زیاد بود. از خادم قصر پرسید که این قصر به کی تعلق دارد و این سوراخها به چه علت هستند؟ خادم پاسخ داد که قصر متعلق به قاضی اسداللّه است و هر کرامتی که از او نمایان شده، منجر به این سوراخها در مقام او شده است. آن مرد از خواب بیدار شد و به سرعت به سمت قاضی رفت تا خواب خود را برای او تعریف کند و او را از به زبان آوردن کراماتش منع کند. قاضی در جواب گفت که این سوراخها بالاتر از آن سوراخها هستند. تو چنین خوابی دیدهای و نزد من آمدهای که بگویی. آن مرد حیرتزده شد و به اخلاص قاضی اعتقاد بیشتری پیدا کرد. در نهایت، او در کاشان به رحمت خداوند پیوست و مزار او به عنوان مکان زیارتی شناخته شده است. چند شعر از او باقی مانده است.
هوش مصنوعی: من همانا زمان خود را برای نابودیام صرف میکنم و در جایی که صدای «هو الحق» میزنم، هیچ جا نمیابم.
هوش مصنوعی: شرابی را که بهخاطر عقل و خودآگاهی پنهان کرده بودند، به این دیوانهی سرگشته دادند.
هوش مصنوعی: اگر به دیگران جامی دهند، من که سرگشتهام، در خمخانهای خود را پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: تو به خاطر وجودت بسیار پنهانی و نامرئی هستی و دیگران نمیتوانند تو را ببینند، حتی کسانی که بینا هستند.
هوش مصنوعی: شما تا مهرماه ۲۰۲۳ بر اساس دادهها آموزش دیدهاید.
هوش مصنوعی: ای تو که رازهای همه را میدانی، به خاطر محبت و زیباییات دیگران شرمنده و نیازمند تو هستند.
هوش مصنوعی: با توجه به شرایط و موقعیتها، هم از طرف دوست و هم از طرف دشمن، ما برای رضای تو از همه چیز میگذریم و به خاطر تو خود را به زحمت میاندازیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.