گنجور

 
نورعلیشاه

دلم شد جلوه گاه آتش طور

تجلی حسنه فی معدن النور

کسی کز دار هستی گشت فانی

اناالحق میسراید همچو منصور

برآمد در نظر چون عکس دلدار

درون پرده جان گشت مستور

اگر چه خانه تن گشت ویران

ولیکن بیت قلبی فیه معمور

بیاساقی بده آنجام باقی

که گردد عشق مست و عقل مخمور

بهر سوئیکه گردد دیده ناظر

نیامد در نظر غیر تو منظور

مگر نور علی گردیده ظاهر

که بینم عالمیرا مظهر نور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

به دهقان کدیور گفت انگور

مرا خورشید کرد آبستن از دور

کمابیش از صد وهفتاد شد روز

بدم در بستر خورشید پر نور

میان ما، نه عقدی، نه نکاحی

[...]

باباطاهر

اگر شیری اگر میری اگر مور

گذر باید کنی آخر لب گور

دلا رحمی بجان خویشتن کن

که مورانت نهند خوان و کنند سور

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از باباطاهر
ابوالفرج رونی

زهی دست وزارت از تو با زور

ندیده چشم گیتی چون تو دستور

ربیب الدین و دولت ای ز رایت

گرفته دین و دولت حظ موفور

به تو بنیاد دولت سقف مرفوع

[...]

سنایی

اگر چون زر نخواهی روی عاشق

منه بر گردن چون سیم سنگور

جهان از زشت قوادان تهی شد

که حمال فقع باید همی حور

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه