دلم شد جلوه گاه آتش طور
تجلی حسنه فی معدن النور
کسی کز دار هستی گشت فانی
اناالحق میسراید همچو منصور
برآمد در نظر چون عکس دلدار
درون پرده جان گشت مستور
اگر چه خانه تن گشت ویران
ولیکن بیت قلبی فیه معمور
بیاساقی بده آنجام باقی
که گردد عشق مست و عقل مخمور
بهر سوئیکه گردد دیده ناظر
نیامد در نظر غیر تو منظور
مگر نور علی گردیده ظاهر
که بینم عالمیرا مظهر نور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تجلی زیبایی و نور الهی اشاره میکند و به عشق و حقیقت میپردازد. او میگوید که در دلش آتش عشق شعلهور است و حقیقتی را که از دار دنیا فانی شده، مانند منصور حلاج، درک میکند. با وجود ویرانی جسم، قلبش همچنان آباد است و در جستجوی اسبابی است که عشق را به او عطا کند. شاعر تأکید میکند که در هر جا که نگاه کند، غیر از معشوق چیزی نمیبیند و تصویری از نور علی (علی بن ابیطالب) را در عالم مشاهده میکند که مظهر نور و حقیقت است.
هوش مصنوعی: دل من همچون کوه طور، محلی برای نمایان شدن آتش و نور الهی شده است و زیباییهای نیکو در آن تجلی یافتهاند.
هوش مصنوعی: کسی که از دنیا و زندگی مادی جدا شود و به حقیقت وجود پی ببرد، مانند منصور، به حقایق عمیق و بینظیری دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که در ذهنم تصویر محبوب نمایان شد، روح من هم در پس پردهای پنهان گشت و مسحور آن زیبایی شد.
هوش مصنوعی: اگرچه بدن و جسم ما خراب و ویران شده است، اما دل و قلب ما همچنان آباد و پر از زندگی است.
هوش مصنوعی: به من بادهای بده تا عشق بیحد و حصر نتواند عقل را از حرکت بازدارد و به شور و شوق بیاورد.
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه ناظر برود، جز تو چیزی در نظرش نمیآید و کسی دیگر را نمیبیند.
هوش مصنوعی: شاید نور امام علی به وضوح نمایان شده باشد که من جهانی را میبینم که مظهر نور است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به دهقان کدیور گفت انگور
مرا خورشید کرد آبستن از دور
کمابیش از صد وهفتاد شد روز
بدم در بستر خورشید پر نور
میان ما، نه عقدی، نه نکاحی
[...]
بهین شکلیست ایشان را مدور
چنان چون بهترین لونی منور
اگر شیری اگر میری اگر مور
گذر باید کنی آخر لب گور
دلا رحمی بجان خویشتن کن
که مورانت نهند خوان و کنند سور
زهی دست وزارت از تو با زور
ندیده چشم گیتی چون تو دستور
ربیب الدین و دولت ای ز رایت
گرفته دین و دولت حظ موفور
به تو بنیاد دولت سقف مرفوع
[...]
اگر چون زر نخواهی روی عاشق
منه بر گردن چون سیم سنگور
جهان از زشت قوادان تهی شد
که حمال فقع باید همی حور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.