شب دگرباره رفت با سرکار
کرد بر یک جواب صد انکار
«کای به جور و ستم شده مشهور
به تو نزدیک بوده و ز تو دور
خاصه و عامه را وبال و هلاک
که کند اعتماد بر ناپاک؟
دود بیبهره از تو و تاریک
بایدش سوخت چون شود نزدیک
تشنگان را بسی به تفت و به تاب
کشتهای در طریق حج بیآب
تو که در دشت کربلا دیدی
که چه میرفت و میپسندیدی
گشتی آن روز یار اهل سعیر
دشت و صحرا بتافتی چو اثیر
قصد فرزند مصطفی کردی
با پیمبر چنین وفا کردی
چه توقع کند ز مهر تو کس؟
یادگار این منافقی ز تو بس»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به ظلم و ستمی که بر خاندان پیامبر (ص) رفته است، اشاره میکند. او به افرادی که به ناحق بر دیگران آسیب میزنند، انتقاد میکند و میگوید که اعتماد به کسانی که ناپاک هستند، عواقب وخیمی دارد. همچنین به واقعه کربلا و شهدای آن اشاره میکند و میپرسد که چگونه میتوان از کسی که به ستم و خیانت مشهور است، انتظار محبت داشت. در نهایت، این شعر به نوعی انتقاد اجتماعی و اخلاقی است که به ظلم و بیعدالتی میپردازد.
هوش مصنوعی: شب دوباره به پایان رسید و در جلسهای با مسئولان، به این نتیجه رسیدیم که هر یک پاسخی برای سوالات متعدد و مکرر داریم.
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر ظلم و ستم، نامت بر سر زبانهاست، تو از دیگران نزدیکتر بودهای و از من دورتر.
هوش مصنوعی: اعتماد به چیزهای ناپاک و غیر قابل اعتماد، برای همه افراد چه خاص و چه عام، میتواند مرگآور و مضر باشد.
هوش مصنوعی: دود بدون فایده و تاریکی، وقتی به تو نزدیک میشود، باید بسوزد.
هوش مصنوعی: تشنگان زیادی را در راه حج، با گرما و تشنگی نابود کردهای.
هوش مصنوعی: تو که در کربلا نظاره کردی که چه اتفاقاتی در حال رخ دادن بود و آنها را پسندیدی.
هوش مصنوعی: در آن روز محبوب، به دور از شهر و در دشت و صحرا گشت و مانند نور درخشان تابید.
هوش مصنوعی: با پیامبر وفادار بودی و هدف تو فرزند پیامبر اسلام بود.
هوش مصنوعی: هیچکس از محبت تو توقعی نداشت، همین یادگاری که از این نفاق تو باقی مانده، کافی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.