گنجور

بخش ۸ - پاسخ روز یا خورشید به شب

 
حکیم نزاری قهستانی
حکیم نزاری » مثنوی روز و شب
 

روز گفتش: «چه ترّهات است این

سخن حشو بی حیات است این

رای تاریک تو چه رای زند

مگر اندر هزیمه نای زند

من جهان دار و من جهان تابم

بر زمین و بر آسمان تابم

هفت اقلیم آسمان دارم

در میان تختگه از آن دارم

تا بود در میان هفت اقلیم

راست از هرسویی سه بخش و دونیم

بحر و بر، طول و عرض، شیب و فراز

از همه تربیت نگیرم باز

سال تا سال طوف ملک کنم

بیخ و بنیاد جور و ظلم کنم

دارم از راه امر بار خدای

منبر شرع و دار عدل به پای

همه در امن و زینهار من اند

نیکخواه و سپاس دار من اند

کوه از من کمر گران دارد

از جواهر که در میان دارد

بحر از من کند خزاین پُر

در کنار سحاب ریزم دُر

خاک افسرده را بجوشانم

باغ را سرخ و سبز پوشانم

خود جهان را منم مربی و بس

چه کشم چون شب دراز نفس»

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.