گنجور

بخش ۲۳ - پایان سخن

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » مثنوی روز و شب
 

از مقالت ملالت افزاید

قصه گر مختصر کنم شاید

یک دو بیت ار بود پسنده شاه

بس بود قصه می کنم کوتاه

نوبهاری به ماه نیسانی

نظم کردم جمادی الثانی

جشن نوروز بر مبارک فال

تسع و تسعین و ستمایه ز سال

ساختم از پی دل افروزی

تحفه ای حالیا به نوروزی

کرده ام همچو چشمه حیوان

آب روشن ز خاک تیره روان

آب و خاکش به عشق بسرشته

بیت بیتش به رمز بنوشته

بیتها جمله پانصد و پنجاه

چون بروج فلک پر انجم و ماه

نظر رأفت شهنشاهی

آنک دارد ز غیب آگاهی

دارم امید آنکه بپذیرد

لطف خود دستیار من گیرد

دولت شاه باد پاینده

تیغش از خصم سر رباینده

دایم از تخت و بخت برخوردار

دوستان شاد و دشمنان بردار

سدّ عمرش چو قاف مستحکم

روز و شب سال و مه خوش و خرم

ختم شد بر دعای دولت شاه

والسلام على رسول الله



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر