گنجور

شمارهٔ ۹۳۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مهر من ای ماه روی مهربان

ای مَلَک بر بام حسنت سایه بان

گر گناهی کرده ام بگشای لب

تا چرا بربسته ای با من زبان

بیش ازین ابرو ترش بر من مدار

هم چرا این تلخ از آن شیرین دهان

رحم کن بر مردم چشمم ببخش

کز تو در خون است روزان و شبان

چون بود مشتاق بی روی حبیب

شوره ی گرم و برو ماهی تپان

من به جان معراج کردم گر رقیب

برگرفت از بام وصلت نردبان

حسن جانان می رباید دل ز ما

حسن و دل آن کشتی و این بادبان

سیب و شفتالو بسی چیدم ز باغ

بی خبر در خواب غفلت باغبان

خیمه بگشای از نزاری رخ مپوش

بس بود زلف سیاهت سایه بان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.