گنجور

شمارهٔ ۹۲۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم

جامِ می بر طلعتِ جانان زنیم

چون مقارن می‌رسد ماهِ صیام

هر چه باداباد بر شعبان زنیم

بیش و کم یک هفته در پایانِ جنگ

بر سماعِ مطربان دستان زنیم

طوقِ گردن گیسویِ پرچین کنم

خاک در چشمِ خطابینان زنیم

شادیِ رندان و قلّاشانِ عشق

ما دمِ اخلاص با ایشان زنیم

کفر و ایمان پای‌بندِ عاقل است

ما به می بر کفر و بر ایمان زنیم

ترکِ نام و ننگ و دین و دل کنیم

سنگ بر قندیلِ جسم و جان زنیم

بارگاهِ فقر برگردون کشیم

سایه‌بانِ فاقه بر کیوان زنیم

قصّه کوته کن نزاری بازگوی

وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام