گنجور

شمارهٔ ۷۹۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

در خیال آبادِ خود بنشسته ام

در به رویِ نیک و بد بر بسته ام

گو مدارِ چرخ هر چون خواه باد

من چو نقطه ثابت و آهسته ام

فارغم از نام و ننگ و صلح و جنگ

هیچ دیگر نیست از خود رسته ام

یافتم از چاهِ ظلمانی خلاص

زان که در حبل المتین پیوسته ام

می نهم مرهم بسی مجروح را

گرچه هم از خویشتن دل خسته ام

می کشد عشق از کنارم در میان

گرچه از دستِ ملامت جسته ام

با نزاری گرچه تنها خوش ترست

در خیال آبادِ خود بنشسته ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام