گنجور

شمارهٔ ۷۹۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ماهِ نو بنمود رخ سار از غمام

ساقیا عید آمد آخر شد صیام

تشنگان را آب ده آبی کزو

بر سر آید شعلۀ آتش زجام

عکس می یاقوتِ رمّانی کند

گرفتند بر صفحۀ سنگِ رخام

آبِ آتش گونه گر بر کف نهند

باز نوشد مفتیِ صاحب کلام

بس که انگشتِ پشیمانی گزد

کآبِ حیوان را چرا گفتم حرام

از فقیه این جا سؤالی می کنم

گر غلامی پخته باشد خواجه خام

بایدش گفتن ضرورت در جواب

خواجه ناقص باشد و کامل غلام

پس اگر لالایِ او می می خورد

واونه، نزدیکِ خرد کامل کدام

مالِ ایتام از چه شد بر وی حلال

بر غلام از چه حرام آمد مُدام

بر نزاری گو ملامت می کنید

من غلام آن غلامم والسلام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام