گنجور

شمارهٔ ۷۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

کاش برون آمدی یوسف ما از نقاب

تا به ملامت حسود بیش نکردی خطاب

نی چه حدیث است نی ما که و یوسف کدام

شب پره و احتمال در نظر آفتاب

کیست که انگیخت باز در همه آفاق شور

چیست که افتاد باز در همه خلق اضطراب

مطرب داوود لحن بر سر من کن سماع

ساقی عیسی نفس بر کف من نه شراب

تیغ چو آب از قفا زود ببیند رقیب

بی هده در خون ما چند نماید شتاب

حاسد بدبخت را با روش ما چه کار

گو قصب خویشتن دور بر از ماهتاب

ای که به تلقین عقل غیبت ما میکنی

جهل مرکب تو را می فکند در عذاب

دام شیاطین منه بر سر کوی ملک

رو به فضولی مکن خانه ی بختت خراب

تیغ زبان می کشی در حرم پادشاه

جان بدهی عاقبت سر نبری زین طناب

طاعت جزوی و بس کوثر و باقی طمع

تشنه بسی شد فرو در طلب این سراب

ما اگر از شرب مِی باز نداریم دست

نزد تو باشد خطا زان که ندانی صواب

نعمت دارالبقا گر تو نخواهی مخواه

دولت کشف الغطا گر تو نیابی میاب

بر چو منی گر شراب نیست حلال ای عجب

بر تو وبال است نان بر تو حرام است آب

عاشق یوسف نه ای عیب زلیخا مکن

آتش غیرت مدم جان نزاری متاب

نغمه ی داوود بس گوش و حدیث رقیب

یوسف بنشسته پیش چشم زلیخا و خواب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام