گنجور

 
حکیم نزاری قهستانی
 

در مذهبِ ما کعبه و بت خانه نباشد

اندیشۀ خویش و غمِ بیگانه نباشد

هر کس روشی دارد و رایی و مرادی

ما را به جهان جز غمِ جانانه نباشد

آخر برِ ما آی که خلوت گهِ سیمرغ

آسوده تر از گوشۀ می خانه نباشد

می بر تنِ ناپاک حرام است بلی تو

با اهلِ صفا خور که حرامانه نباشد

با ما سخن از چنگ و دف و مطرب و می گوی

نه وعظ که ما را سرِ افسانه نباشد

ظاهر همه در مسجد و باطن به خرابات

مردان نپسندند که مردانه نباشد

گویند که دیوانه ببوده ست نزاری

این راز کسی داند و دیوانه نباشد

از غایتِ [حبّ است] وگرنه نظرِ شمع

بر کشتنِ بی حاصلِ پروانه نباشد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.