گنجور

شمارهٔ ۴۹۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

در مذهبِ ما کعبه و بت خانه نباشد

اندیشۀ خویش و غمِ بیگانه نباشد

هر کس روشی دارد و رایی و مرادی

ما را به جهان جز غمِ جانانه نباشد

آخر برِ ما آی که خلوت گهِ سیمرغ

آسوده تر از گوشۀ می خانه نباشد

می بر تنِ ناپاک حرام است بلی تو

با اهلِ صفا خور که حرامانه نباشد

با ما سخن از چنگ و دف و مطرب و می گوی

نه وعظ که ما را سرِ افسانه نباشد

ظاهر همه در مسجد و باطن به خرابات

مردان نپسندند که مردانه نباشد

گویند که دیوانه ببوده ست نزاری

این راز کسی داند و دیوانه نباشد

از غایتِ [حبّ است] وگرنه نظرِ شمع

بر کشتنِ بی حاصلِ پروانه نباشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام