گنجور

شمارهٔ ۴۵۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

تا عشق مرا گردِ خرابات برآورد

از مسجد و محراب و مناجات برآورد

با عقل به ضدیّت و انکار و تعصّب

از جیب فتاوی و سجلاّت برآورد

عشق از غضب و نخوت و غیرت چو نهنگی

در تاب شد و بانگ به هیهات برآورد

از آتشِ غیرت که بر افروخت به گردون

دودِ شغب از خرمنِ طاعات برآورد

ما پس روِ امریم نه غالی نه مقصّر

قاصر نظر آشوب ز علّات برآورد

چون یک سرِ مویش خبر از صدق و صفا نیست

سد چلّه گرفتم ز کرامات برآورد

مشغول به خود کرد مرا یارم و بی خود

حاجات روا کرد و مهمّات برآورد

در پایِ غمش هرکه لگد کوبِ عنا شد

از خاکِ درش سر به سماوات برآورد

تا عقل بگسترد بساطِ لمن الملک

پنداشت که دستی به مباهات برآورد

عشق آمد و تا مهره فرو چید و فرو کرد

در حال بزد نعره و شهمات برآورد

یک نکته بیان کرد ز تسلیم و تسلّم

فریاد ز اربابِ مقالات برآورد

هر کز خودیِ خویش به در شد چو نزاری

یک باره دمار از هُبل ولات برآورد

استادِ حقیقی به سرِ سوزنِ تعلیم

از پایِ دلم خار محالات برآورد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام