گنجور

شمارهٔ ۳۷۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

به دیدار تو مشتاقم به غایت

ندارد آرزومندی نهایت

اگر خواهی توانی تافت بر ما

عنانی از سر لطف و عنایت

بیا بنشین دمی با ما چنان کن

که شوری بر نخیزد زین حکایت

شنیده ستی که در افواه باشد

گِل نم دیده را آبی کفایت

برآوردی دمار از من فراقت

خیالت گر نمی کردی حمایت

شبی تا روز می خواهم که با تو

کنم هر گونه از هجران شکایت

نکردی جانب مسکین نزاری

به اندک مایه بیش و کم رعایت

مکن شوخی که چندین بی وفایی

به بد نامی کند آخر سرایت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام