گنجور

شمارهٔ ۳۲۰

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست

که بی تو زنده دلان را حیات ممکن نیست

بر آستان تو تسلیم گشته ایم چو خاک

سفر ز کوی تو در ممکنات ممکن نیست

بسی بگشتم و بسیار خوب رو دیدم

ولی به لطف تو در کاینات ممکن نیست

به سومنات اگر از صورت تو نقش برند

دگر که سجده کند پیش لات ممکن نیست

خلاص چشم نمیدارم ار بخواهی کشت

که از کمند تو کس را نجات ممکن نیست

ز سینه آتش عشق تو باز ننشید

به آب سر که به آب فرات ممکن نیست

تو فارغی و از این جانب آرزومندی

به غایتی است که آن را صفات ممکن نیست

خلاف عهد تو میگویدم عدو که بکن

فریب من به چنین ترّهات ممکن نیست

گمان مبر که نزاری دل از تو بردارد

نه در حیات که بعد از وفات ممکن نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام