گنجور

شمارهٔ ۱۶۸

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

رمضان میرسد اینک دهم شعبان است

می بیارید و بنوشید که برغندان است

ور بمانیم به روزی که نشاید خوردن

ساقیا باده بگردان که فلک گردان است

آن گه از صحبت نا اهل توان رست که می

آشکارا بخورندی که چه خوش دوران است

راستی مجلس با مشغله بی ترتیب

گر بهشت است به نزدیک خرد زندان است

باده پنهان خور و از عربده جویان بگریز

گوشه ای گیر که عیشی به فراغت آن است

گرت از رفتن و آوردن می باری هست

سهل باشد که نه دردی است که بی درمان است

من به نوک مژه نقبی بزنم تا سر خم

خم هم سایه که در زیر زمین پنهان است

من کی از ماه قدر دست بردارم یک ماه

که میان من و او صحبت جانا جان است

نکند توبه نزاری و اگر نیز کند

شیشة توبه که بر سنگ زنند آسان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام