گنجور

شمارهٔ ۱۶۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

آن را که در فراق صبوری مسلم است

آه از دلش که سخت تر از سنگ محکم است

بیچاره من که از تف دود دلم ز حلق

بر هر نفس که می‌رود آهی مقدّم است

گر سینه ام نه کورهٔ آهنگرست چیست؟

کز سوز اندرون نفسم آتشین دم است

هرشب خیال روی تو در چشم های من

چون عکس روز بر سر دریای قلزم است

دربند عشق دوست به دربند چون بود

دربند چه معاینه باب جهنم است

گویند هولناک بود روز رستخیز

یعنی شب فراق به تشویش از آن کم است؟

از غم اگر بمرد کسی در فراق دوست

آن کس به اتفاق منم وان غم این غم است

خرّم وجود آنکه ببیند تو را به خواب

یا خود بدان رسد که وصالش مسلم است

یادآور از نزاری محنت کشیده کو

هر جا چنان که هست به یاد تو خرّم است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام