گنجور

شمارهٔ ۱۱۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

مثل تو را دوست داشتن نه صواب است

این مثَل تشنه و فریب سراب است

وصل تو در یافتن خیال نبندم

ور متصور شود معاینه خواب است

در تو نخواهد رسید هدهد جهدم

ور به مثل آن که هدهدست عقابست

پرتو خورشید پیش نور جمالت

در بر طاووس هم چو پرّ غراب است

نیست مرا طاقت مطالعه کردن

فتنه همان مصلحت که زیر نقاب است

دل کششی می کند به صورت اگر نه

از ره معنی میان ما چه حجاب است

چند شکیبد دل ضعیف بر آتش

کو به تو مشتاق تر تشنه به آب است

بی تو نه ممکن بود فراغت خاطر

ملک وجود از فراق دوست خراب است

بی خبر است از عذاب روز جدایی

در شب گور ابلهی که گفت عذاب است

آتش دوزخ روا بود که بسوزد

گر جگرم در مفارقت نه کباب است

صید کمند افکنی بباش نزاری

آن که نباشد نه آدمی که دواب است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام