گنجور

شمارهٔ ۱۰۸۵

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

ای مرا هم چو دیده نادیده

دیده بسیار خوش‌تر از دیده

گر چه نادیده هم چو دیده تویی

کی بود هم چو دیده نادیده

غایتِ حدِّ حسن می‌دانی

چیست نادیدهٔ پسندیده

آفرینش ز مبداءِ فطرت

نی بدل گشته نی بگردیده

آسمان نام عشق برد مگر

بحر از آن مست گشت و جوشیده

مغزش از دودِ دوزخ آگنده

هر که او بویِ عشق نشنیده

عقل خود از بساط عشق به عجز

مهرهٔ اختیار بر چیده

ز آن نزاری همیشه آشفته‌ست

که همه ساله عشق ورزیده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام