چون طایر باد از قفس آزادیم
دوران گرهی نزد که ما نگشادیم
تاری ز کمند کس نبردیم نشان
در دام کسی پری گرو ننهادیم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون طایر باد از قفس آزادیم
دوران گرهی نزد که ما نگشادیم
تاری ز کمند کس نبردیم نشان
در دام کسی پری گرو ننهادیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات بیانگر احساس آزادی وLiberation از محدودیتها و قید و بندهای اجتماعی یا شخصی هستند. شاعر به مانند پرندهای میماند که از قفس خارج شده و به پرواز درآمده است. او اشاره میکند که در زندگی خود گرهای را باز نکرده و تحت تأثیر کسی نبوده است؛ به این معنا که به هیچکس وابسته نیست و آزادی خود را حفظ کرده است.
هوش مصنوعی: ما مانند پرندهای هستیم که از قفس آزاد شدهایم و دیگر در هیچ دلیلی که ما را محدود کند، گرفتار نیستیم. ما به مرحلهای رسیدهایم که هیچ قید و بندی نمیتواند ما را در هم تنیده کند.
هوش مصنوعی: ما هیچگاه نشانهای از اسارت کسی را به دست نیاوردهایم و به دام کسی، پرندهای آزاد را نمیسپاریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در دیدۀ دیده دیدهای بنهادیم
و آن را ز ره دیده غذا میدادیم
ناگه بسر کوی جمال افتادیم
از دیده و دیدنی کنون آزادیم
بستیم میان و خون دل بگشادیم
پندار وجود خود ز سر بنهادیم
ما را چه کنی ملامت، ای دوست که ما
در وادی بینهایتی افتادیم
مائیم که پوستین بگازر دادیم
وز دادن پوستین بگازر شادیم
در بحر غمی که ساحل و قعرش نیست
نظارهگر آمدیم و پست افتادیم
ما بنده عشق و از خرد آزادیم
با درد و غم عشق تو بس دلشادیم
چون حاصل عمر ما بجز عشق تو نیست
گوئی مگر از برای عشقت زادیم
دیری است که ما ستمکش صیادیم
عمری است که در دام بلا ناشادیم
مردیم و ندیدیم رهایی در خواب
در ساعت سنگین به قفس افتادیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.