گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عین‌القضات همدانی

در دیدۀ دیده دیده​ای بنهادیم

و آن را ز ره دیده غذا می​دادیم

ناگه بسر کوی جمال افتادیم

از دیده و دیدنی کنون آزادیم

مولانا

مائیم که پوستین بگازر دادیم

وز دادن پوستین بگازر شادیم

در بحر غمی که ساحل و قعرش نیست

نظاره‌گر آمدیم و پست افتادیم

اسیری لاهیجی

ما بنده عشق و از خرد آزادیم

با درد و غم عشق تو بس دلشادیم

چون حاصل عمر ما بجز عشق تو نیست

گوئی مگر از برای عشقت زادیم

نظیری نیشابوری

چون طایر باد از قفس آزادیم

دوران گرهی نزد که ما نگشادیم

تاری ز کمند کس نبردیم نشان

در دام کسی پری گرو ننهادیم

فرخی یزدی

آن روز که ما و دل ز مادر زادیم

دایم ز فشار درد و غم ناشادیم

در لجه این جهان پر حلقه و دام

آزاد ولی چو ماهی آزادیم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه