گنجور

بخش ۱۴ - از قول حضرت سکینه سلام الله علیها با ذو الجناح

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » لآلی منظومه
 

لیک پی اسب چرا بیرخ شاه آمدۀ

پیل بودی تو چرا مات زراه آمدۀ

برگ برگشته و تن خسته و بگسسته لگام

هوش خود باخته با حال تباه آمده

ایفرس قافله سالار تو کشتند مگر

که تو با قافلۀ آتش و آه آمدۀ

اندکی پیش تو را بال هما بر سر بود

چه شد آن سایه که اینجا بپناه آمدۀ

چونشد آنشاه و سپاهی که بمیدان بردی

که تو تنها همه بی شاه و سپاه آمدۀ

با رخ سرخ برفتی زیر ما تو کنون

چه خطا رفته که با روی سپاه آمدۀ

با همان شاه که بردی تو بمیدان بلا

بیگنه کشته عدو و تو گواه آمدۀ

شه ما را مگر افکندۀ ای اسب بخاک

عذر جویان ز پی عفو گناه آمدۀ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان