این خودسری که زلف تو ای دلربا کند
با روزگار غمزدگان تا چهها کند
زلف از کنار چاه زنخدان مگیر باز
بگذار دستگیری افتادهها کند
گشتم اسیر غمزۀ طفلی که صید دل
هر لحظه دست گیردو بازش رها کند
مست است کرده ناوک مژگان بسینه راست
ای دل بهوش باش که ترسم خطا کند
افتاده زاهدان به هم از بخل یکدگر
ساقی کجاست کاو در میخانه وا کند
عاشق هزار جان به لب آرد ز انتظار
تا لعل دلکش تو به عهدی وفا کند
من جانسپار و غمزهٔ شوخ تو جانستان
ناصح در این میانه فضولی چرا کند
نیرّ تطاولی که به بیگانه کس نکرد
چشمان مست او همه با آشنا کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلربایی زلف و چهره معشوق اشاره دارد و تأثیر آن بر دل عاشقان و غمزدهها را بررسی میکند. شاعر از جذابیتهای معشوق میگوید که میتواند دیگران را به دام عاشقی بیندازد و به غمهای آنها دامن بزند. او نیز به غمزدهای اشاره میکند که در انتظار وفای معشوق خود است. در نهایت، شاعر به بیفایدگی نصیحت و فضولی ناصحان در میان عشق و شور و شوق عاشق و معشوق پرداخته و به زیبایی چشمهای معشوق که به آشنایان این تأثیر را دارد، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این زلفهای پیچخورده و دلبری تو، ای دلبر، با روزگار غمزده چه کارهایی میتواند بکند.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که موهای خود را از کنار چاه دور نگهدار و نگذار که افرادی که در سختی هستند، از کمکی که میتوانی به آنها بکنی، بینصیب بمانند. به عبارتی دیگر، باید به دیگران توجه داشته باشی و به آنها در زمان نیاز یاری برسانی.
هوش مصنوعی: من در دام ناز و فریب یک کودک گرفتار شدم که هر لحظه دل مرا به چنگ میآورد و سپس دوباره مرا رها میکند.
هوش مصنوعی: دل عزیز، چشمان زیبا و شیطانی او تو را مست و دلباخته کرده است. مواظب باش، چرا که نکند یک لحظه زبان بیپرده او تو را به اشتباه بیندازد.
هوش مصنوعی: زاهدان به دلیل خساست و بخل یکدیگر به مشکلاتی دچار شدهاند و به دنبال ساقی هستند تا دلشان را در میخانه شاد کند و آنها را از این وضعیت نجات دهد.
هوش مصنوعی: عاشق از شدت انتظار به هزار طرز جانش به لب رسیده است تا اینکه تو به وعدهای که دادهای وفا کنی و لبهای زیبا و جذابت را به او هدیه کنی.
هوش مصنوعی: من برای تو جان میسپارم و در عین حال، تو با ناز و ظرافتی که داری، جانم را میگیری. ای نصیحتگر، چرا در این میان فضولی میکنی؟
هوش مصنوعی: مردی که به دیگران اجازه نمیدهد به او نزدیک شوند، با چشمان پر از مستیاش میتواند همهی آشنایان را تحت تأثیر قرار دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با خلق هر کرم که کند هم خدا کند
باشد که ناگهی نگهی هم به ما کند
عیش و نشاط و شادی و لهوست مرمرا
تا ساقی من آن بت حوری لقا کند
زهره ست و ماه باده و رویش به روشنی
زان هر دو نور مجلس ما پر ضیا کند
آری چو ماه و زهره به یک جا قران کنند
[...]
هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند
آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند
با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست
یارب چه کارها کند او گر وفا کند
آزادگان روی زمینش رهی شوند
[...]
چون مرد ترسد از حدئی کاوفتد و را
بهر وضو ز مسجد خود را جدا کند
بر قول بوحنیفه و شیبانی آن زمان
باید که آن نماز شده ز ابتدا کند
زیرا که نزد این دوامامش مجال نیست
[...]
با خلق هر کرم که کند چون خدا کند
باشد که ناگهان نظری سوی ما کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.