گنجور

شمارهٔ ۱۲۵

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » غزلیات
 

من و وصال تو از خواب عجب خیالست این

ولی خیال تو و خواب من محالست این

رخت ربودۀ ز دل نقطۀ سویدائی

نهاده زیر سر زلف کچ که خالست این

قدت بسرو چمن سر فرو نمیآرد

بقامت تو ندانم چه اعتدالست این

ز دست دوست تفاوت نمیکند بخیال

که زهر ناب و یا شربت زلالست این

بکوی دوست خموش خوش است بیخبری

بطوف کعبه ندانم چه قیل و قالست این

کنم بیاد وصال تو احتمال فراق

ولی وصال بدست آید احتمالست این

شکایت از غم هجران چه میکنی نیّر

خموش باش که اینک شب وصالست این

دگر حکایتی از هجر نیز رفت چه باک

بوصل دوست تبرّا زما یقال است این



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

به دلیل تغییرات سایت موقتا امکان ارسال حاشیه وجود ندارد.

فال حافظ