شهباز لامکانم من در مکان نگنجم
عنقای بی نشانم اندر نشان نگنجم
من بحر بیکرانم مقصود کن فکانم
من جان جان جانم اندر جهان نگنجم
من از خودی فنایم من گوهر بقایم
من در بی بهایم در بحر و کان نگنجم
بی جای و آشیانم بی نام و بی نشانم
برتر ز جسم و جانم در جسم و جان نگنجم
من عین عشق و ذوقم سرمست جام شوقم
از چرخ و عرش فوقم در آسمان نگنجم
اعجوبه جهانم بالاتر از بیانم
من گنج بس نهانم اندر عیان نگنجم
فارغ ز کفر و دینم با دوست همنشینم
من نور هر یقینم اندر گمان نگنجم
من مست ذوق و حالم حیران آن جمالم
مستغرق وصالم در خود ازآن نگنجم
هم عشق با صفایم هم عقل با وفایم
هم ارض و هم سمایم اندر بیان نگنجم
مست می جنونم در عشق ذوفنونم
از عقلها برونم در داستان نگنجم
باری اسیریا گو چونست کان پری رو
دارد کنار با تو من در میان نگنجم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف حالاتی پرداخته که فراتر از محدودیتهای جسمی و دنیوی است. شاعر خود را موجودی بینشان و بیجا معرفی میکند که به هیچ چیز در این جهان محدود نمیشود. او از عشق و ذوق سخن میگوید و اعلام میکند که در عین حضور در دنیای مادی، از آن فراتر است. شاعر با بیانی عمیق، جستجویی برای معنا و حقیقت در وجود خود دارد و نشان میدهد که هیچچیزی نمیتواند او را محدود کند. او شامل عشق، عقل و هستی است و در نهایت به پیوند عمیق خود با دوست و معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من همچون پرندهای بزرگ و آزاد هستم که در هیچگونه محدودهای نمیتوانم جای بگیرم و به همین دلیل، در معنایی عمیقتر از آنچه که نشان میدهد، نمیتوانم محدود شوم.
هوش مصنوعی: من مانند دریا هستم که هیچ حد و مرزی ندارد. اگر بخواهی، میتوانی مرا به هدفی برسانی. من روح و وجود خود را در این دنیا نمیتوانم در قاب و محدودهای جای دهم.
هوش مصنوعی: من از خودم محو شدهام و در حقیقت وجود خود را فراموش کردهام. من جوهر و معنای بقا را دارم، ولی هیچ ارزشی برای خود نمیبینم و در وسعت بینهایت نمیتوانم محدود شوم.
هوش مصنوعی: من بدون مکان و خانهای هستم، بدون هویت و نشانی. وجودم فراتر از جسم و جان است و در آنها نمیگنجد.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر حالتی است که شخص در آن غرق در عشق و شوق زندگی است. او احساس میکند که تمام وجودش پر از عشق و ذوق است و مانند یک جام پر از شوق سرمست شده است. این حال و هوا آنچنان بالا و عمیق است که او خود را حتی در آسمان هم نمیتواند محدود کند و به طور کلی از ساحتهای بالاتر و زیباییهای جهانی فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: من یک پدیده شگفتانگیز هستم که از آنچه میتوانم بگویم، فراتر میروم. من مانند گنجی پنهان هستم که نمیتوانم تمام زیباییها و ارزشهایم را به وضوح نشان دهم.
هوش مصنوعی: من از هر گونه اعتقادات دینی و غیر دینی آزاد هستم و فقط با دوست خودم هستم. او روشنی هر یقین من است و در شک و تردید جا نمیگیرد.
هوش مصنوعی: حال من از شوق و ذوقی که دارم حیرتآور است، به خاطر زیبایی محبوبم به قدری شگفتزدهام که نمیتوانم خود را در این وصال محصور کنم.
هوش مصنوعی: عشق و احساسات پاک من با عقل و خرد من همراه هستند. من بیانگر همه چیز هستم، از زمین تا آسمان، و در کلمات نمیتوانم تمام آنچه را که در درونم دارم، بیان کنم.
هوش مصنوعی: عشق مرا به درجاتی از حیرت و سرمستی کشانده است. از عقل و صفای فکر خارج شدهام و در این داستان نمیتوانم جای خویش را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: به هر حال، ای ستمکاران! بگو، حالا چه کسی است که مانند تو زیبایی دارد؟ من نمیتوانم در بین تو و او جای بگیرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
برتر ز جسم و جانم در جسم و جان نگنجم
عقل و خیال انسان ره سوی من نیارد
در وهم از آن نیایم در فهم از آن نگنجم
من بحر بی کرانم حد و جهت ندارم
[...]
من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
برتر ز جسم و جانم درجسم و جان نگنجم
وهم و خیال انسان رو سوی من ندارد
در وهم از آن نیابم در عقل از آن نگنجم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.