سرایندهٔ فرامرزنامه
»
فرامرزنامه
»
بخش ۲۴ - داستان ایران وایرانیان گوید که با هم مکدر داشتند اوشان را
کنون داستانی زایرانیان
شنو تا بگویم به روشن روان
زگردان ایران و بانو گشسب
به میدان دانش بتازید اسب
به میدان دانش سواری کنم
به عقل و خرد استواری کنم
زخود یادگاری گذارم به دهر
کزان هوشمندان بگیرند بهر
به الطاف خوانند تحسین من
که در دست دارم زجای سخن
سخن در جهان فر و زیب از تو یافت
چو خورشید نور سخن از تو یافت
که نطق تو تا نظم گوینده شد
زبان زبان آوران بنده شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوع علم و دانش و جستجوی حقیقت پرداخته است. شاعر از زایرانیان و سفر به دنیای دانش صحبت میکند و به شخصیتهایی چون گردان ایران و بانو گشسب اشاره دارد. او تصمیم دارد تا بر اسب عقل و خرد سوار شود و یادگاری برای نسلهای آینده به جا بگذارد. این یادگار به هوشمندان نسبت داده شده و شاعر امیدوار است که به واسطه سخنانش مورد تحسین قرار گیرد. در نهایت، او سخنانش را به عنوان منبع نور و زیبایی در جهان معرفی میکند و بر اهمیت زبان و نطق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: اکنون داستانی از زائران بشنو تا برایت با ذهن روشن بیان کنم.
هوش مصنوعی: اسب در میدان دانش به سوی گردان ایران و بانوی گشسب میتازد.
هوش مصنوعی: میخواهم در عرصه علم و دانش به تکیه بر عقل و خرد خود، پایداری داشته باشم.
هوش مصنوعی: میخواهم از خودم نشانهای به جا بگذارم تا دیگران از آن بهرهبرداری کنند و به یاد من بمانند.
هوش مصنوعی: من به لطفهای افرادی که به ستایش من پرداختهاند، قادر به بیان احساسات و افکارم هستم.
هوش مصنوعی: سخن، در دنیا از زیبایی و جذابیت تو الهام گرفته است. مانند خورشیدی که نورش را از تو میگیرد، دیگران نیز از کلام تو نور و روشنی مییابند.
هوش مصنوعی: وقتی که سخن تو به نظم و ترتیب درآید، زبان افرادی که هنرمندانه صحبت میکنند، به بیان تو وابسته میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.