گر دم از عشق زنم، همدم جامی باشم
ور ز می توبه کنم، زاهد خامی باشم
زلف و خالی نبود رهزن صاحبنظران
بهر یک دانه چرا بستهٔ دامی باشم
راضیام گر من درویش گدائی گردم
شاکرم گر من آزاد غلامی باشم
اثر شام فنا آمد و روزی پرسید
که روم بر سر کوی تو و شامی باشم
سر ازین دایره بیرون برم آخر تا چند
هر زمان جائی و هر شب به مقامی باشم
بکُش اینک سر و خنجر، رمقی هست هنوز
گر ازین در گذرم صید حرامی باشم
جامهٔ زهد به جامی بدهم چون ناصر
من بیننگ اگر طالب نامی باشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره کشمکشهای درونی شاعر در مورد عشق، عرفان و زندگی است. او بیان میکند که اگر به عشق بپردازد، همدم جامی خواهد شد و اگر از می بپرهیزد، زاهدی بیخود خواهد بود. شاعر به چالشهای انسانهای با دانش و فهم اشاره میکند و نسبت به زهد و فقر راضی است. او در پی رهایی از محدودیتها و جستجوی حقیقت است و به دنبال رسیدن به مقامی والاتر میباشد. در نهایت، شاعر از ننگ و نام میگوید و نشان میدهد که در جستجوی معنای عمیقتری از زندگی است.
هوش مصنوعی: اگر درباره عشق صحبت کنم، باید همدم جام و می باشم، اما اگر از شراب دوری کنم و توبه کنم، در این صورت باید مانند یک زاهد نادان باشم.
هوش مصنوعی: زیباییهای ظاهری و جذابیتهای دنیا نمیتواند مانع از شناخت و درک عمیق شود. چرا باید به خاطر یک چیز کوچک و پیش پا افتاده، خود را در دام محدودیتها گرفتار کنم؟
هوش مصنوعی: من راضیام اگر به عنوان یک درویش زندگی کنم و گدا باشم، و شاکرم اگر حتی به عنوان یک غلام آزاد زندگی کنم.
هوش مصنوعی: نکتهای از روزگار نابودی در دل مانده است و روزی از من میپرسد که آیا میتوانم برای دیدن تو به کوچهات بروم و در کنار شام حضور داشته باشم؟
هوش مصنوعی: من بالاخره از این دایره و محدودیتها بیرون میآیم. تا کی باید هر بار در جایی مختلف و هر شب در مکانی جدید باشم؟
هوش مصنوعی: بکش اینک با شمشیر و خنجر، هنوز توان و رمق دارم. اگر از اینجا بگذرم، شاید شکار حرامی باشم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در زهد و دیانت خود نمایشی کنم، آن را به جامی با بهای ناچیز تبدیل میکنم؛ چرا که اگر بخواهم نامی از خود برجای بگذارم، باید با شرافت و بدون ترس زندگی کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من که از وصل تو ای دوست جدا می باشم
سال و مه منتظر وصل شما می باشم
درد عشق تو مرا کشت دوا کن جانا
کاندر این درد به امید دوا می باشم
صبحدم باد صبا چون ز تو آرد پیغام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.