رندانه ساکن کوی ملامتم
منت که با هزار ملامت سلامتم
زاهد مرا به راه سلامت دهد فریب
داند مگر که طالب راه سلامتم
چون دید قامت تو موزون، سجود کرد
گفتا شکست قامت تو پشت قامتم
گفتم به سرو بهر چه آزادهای و راست
گفتا از آنکه عاشق آن سرو قامتم
خواهم ز دست گریه شدن در کنار خاک
باشد که آبروی کند در قیامتم
ناصر اگر وفات شود در وفای تو
بعد از وفات هیچ نباشد ندامتم
جان خواستی تو از من و آن لحظه دور بود
عمریست کز خجالت این در غرامتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با استفاده از شخصیت رند، به کاوش در موضوع ملامت و عشق میپردازد. او احساس میکند که در وضعیتی ملامتآمیز زندگی میکند، اما با این حال از این وضعیت خوشنود است و سرسختی خود را حفظ میکند. زاهد، که نمایندهای از پاکی و درستکاری است، ظاهراً سعی دارد او را به راه راست هدایت کند، ولی شاعر به عشق و زیبایی واقعی عشق میورزد. در ادامه، او به قامت معشوقش اشاره میکند که دستاویزی برای سجود و احترام است و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن میگوید. در پایان، شاعر به مسأله مرگ و وفای خویش به معشوق اشاره میکند و بیان میکند که حتی پس از مرگ هم ندامتی نخواهد داشت، زیرا عشق واقعی و عمیق او به معشوق فراتر از همه چیز است.
هوش مصنوعی: در دل کوچههای زندگی، من به طور هوشمندانهای زندگی میکنم و به نقد و سرزنشها اهمیت نمیدهم، چون با وجود تمام انتقادها، هنوز احساس خوبی دارم و سلامت روانیام را حفظ کردهام.
هوش مصنوعی: زاهد با نیرنگ مرا به راه درست هدایت میکند، اما آیا او میداند که من واقعاً دنبال این راه هستم؟
هوش مصنوعی: وقتی قامت موزون تو را دید، به خاک افتاد و گفت: "به خاطر قامت تو، کمر من شکست."
هوش مصنوعی: به درخت سرو گفتم که چرا اینقدر آزاد و سر راست ایستادهای، او پاسخ داد که به خاطر عشق به قامت دوست چنین هستم.
هوش مصنوعی: میخواهم که در کنار خاک، برای گریه کردن فرصتی پیدا کنم، به این امید که در روز قیامت آبرویم حفظ شود.
هوش مصنوعی: اگر ناصر بمیرد، وفای او پس از مرگش برای من هیچ ندامتی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: تو از من جان خواستی، اما آن لحظه از من دور بود. سالهاست که به خاطر خجالم، بهای آن را پرداختم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون شمع میروم ز خود و شعله قامتم
گرد ره خرام که دارم، قیامتم
آن نالهام که گر همه خاکم دهی به باد
کهسار میخورد قسم استقامتم
تسلیم خوی از غم آفات رستن است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.