بیا که شاه نشین است صدر سینهٔ ما
ببین جواهر منظومه در خزینهٔ ما
بر آب دیده گذر داشتم به روز وداع
به موج خون جگر غرق شد سفینهٔ ما
شراب لعل تو داریم در زجاجهٔ چشم
منور است به روی تو آبگینهٔ ما
مرا وصال تو دی بود و هجر تو امروز
زهی خرابی امروز و ذوق دیینهٔ ما
ز مهر روی تو ناصر توقع آن دارد
که هیچگاه نبندی کمر به کینهٔ ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او به زیباییهای درون خود اشاره میکند و به خاطر جدایی از معشوق، احساس خسران و خراب شدن را تجربه میکند. شاعر همچنین به یاد روزهای وصال و شیرینی خاطرات گذشتهاش میافتد و از عشق و محبت بدون کینه صحبت میکند. به طور کلی، این شعر نمایانگر عشق عمیق و غم جدایی است.
هوش مصنوعی: بیا و ببین که در دل ما چه جایی مهم و باارزشی وجود دارد، مثل یک شاه نشین. در آنجا، زیباییها و ارزشهای زیادی نهفته است که به شکل جواهرات گردآوری شدهاند.
هوش مصنوعی: در روز وداع، وقتی به آب چشمم نگاه میکردم، کشتی ما در دریای غم و خون دل غرق شد.
هوش مصنوعی: شراب خوش رنگ تو را در ظرف چشم خود داریم که به خاطر روشنی چشمانت، مثل شیشهای شفاف به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: دیروز به وصالت رسیدم و امروز دوریات را تجربه میکنم. این روز، روزی خراب و دردناک است و دیروز روزی لذتبخش بود.
هوش مصنوعی: از محبت و دوستی تو، ناصر انتظار دارد که هرگز به خاطر دشمنی ما، دل خود را بر دشمنی نبندی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل شکسته بود تحفه خزینه ما
نگین ملک توان ساخت ز آبگینه ما
چراغ صومعهها زنده میتوان کردن
به دوستی تو، یعنی به سوز سینه ما
تو کار غیب چه دانی که چیست؟ طعنه مزن
[...]
ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما
به دوستی که تو هم دل بشو ز کینه ما
ز خیرهچشمی خود سوختم که یار امروز
هنوز در عراق است از نگاه دینه ما
ز اشتیاق خدنگ تو بعد مردن هم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.