گر چارهٔ تقدیر به تدبیر توان کرد
قید دل دیوانه به زنجیر توان کرد
گویند به تقریر رسان حال و در این حال
حال دل سرگشته نه تقریر توان کرد
هر خواب پریشان که شب هجر تو دیدم
آن را به سر زلف تو تعبیر توان کرد
روزی بزنم دست و سر زلف تو گیرم
تا کی ز غمت نالهٔ شبگیر توان کرد
رسم است که چشم از مژه سازد قلم مو
باشد که بر او نقش تو تحریر توان کرد
چون غنچه به تنگ آمدم از خرقهٔ ازرق
تا چند در او زرقِ به تزویر توان کرد
ناصر اگر آن یار خطاپوش قدیم است
خود گوی که چندین همه تقصیر توان کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع تقدیر و تدبیر میپردازد و بیان میکند که اگر چه تقدیر قابل تغییر نیست، اما با تدبیر میتوان بر دل دیوانه کنترل داشت. او میگوید که حال دل سرگشته و پریشانی ناشی از هجر را نمیتوان به خوبی توصیف کرد. شاعر از خوابهای پریشانش سخن میگوید که به زلف یار تعبیر میشود. همچنین، اشاره به نالههای شبانهاش و آرزوی در آغوش گرفتن یار دارد. با بیان اینکه هر زیبایی و تصویری میتواند بر روی کاغذ نقش ببندد، شاعر به محدودیتهای خود در بیان احساسات و تغییرات نیز اشاره میکند. در انتها، به یاری که ذاتاً خطاهایش پوشیدهاست اشاره کرده و از او میخواهد که بپذیرد که نمیتوان همیشه تقصیرات را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: اگر بتوان با تدبیر و اندیشه به سرنوشت غلبه کرد، میتوان دل بیتاب و دیوانه را نیز به بند کشید.
هوش مصنوعی: میگویند که باید حال را با توضیح بیان کرد، اما در این وضعیت، حال دل آشفته را نمیتوان به وضوح وصف کرد.
هوش مصنوعی: هر خواب آشفتهای که در شب جدایی تو دیدهام، میتوانم آن را با زیبایی و دلربایی موهای تو معنا کنم.
هوش مصنوعی: روزی میآید که من دست و سر زلف تو را میگیرم و تا کِی میتوانم از غم تو در شبها شِکوه کنم؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که عادت شده که چشم با مژهها به نوعی در ارتباط است و مانند یک قلم مو میشود که میتواند تصویر زیبایی از تو را به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: من به مانند یک غنچه در تنگنای لباس آبی رنگ خود احساس خفگی میکنم. تا کی باید در این دوراهی فریب و ظاهر زندگی کنم؟
هوش مصنوعی: ناصر، اگر آن محبوب قدیمی تو که همیشه اشتباهات را میبخشید، هنوز همان است، پس بگو که چقدر میتوان همه این خطاها را نادیده گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد
خوابم نه چنان است که تعبیر توان کرد
باز آی و نگهدار دلم را که ز هجرت
مجنون نه چنانشد که بزنجیر توان کرد
ب مصحفرخسار تو ریحان خط سبز
[...]
از مستی چشم تو چه تقریر توان کرد
این خواب نه خوابی است که تعبیر توان کرد
با دل نگرانی چه قدر راه توان رفت
با پای گرانخواب چه شبگیر توان کرد
کوته بود از ساده دلان خامه تکلیف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.