چسم تو از ما خطائی دید و ابرو چین گرفت
حاجبت آورد از ترکان سپاه و چین گرفت
زلف تو چون هندوان آتش پرستی پیشه کرد
خواب خوش بادت کز آتش بستر و بالین گرفت
میرسد پیک صبا و مژده میآرد که باز
ملک هفت اقلیم را سلطان فروردین گرفت
از سماعِ مرغ رقصان شد چنار و دستزن
جیبِ گل را چاک کرد و دامن نسرین گرفت
هر دمم تلخی که زاهد میچشاند هست نوش
ای خوشا رندی که بر کف بادهٔ نوشین گرفت
مادر ایام هر شیری که با فرهاد داد
کی رسد با ساغر شیری که از شیرین گرفت
ناصرا گر عاشقی جان را به تلخی ده چو جام
شرط عاشق نیست در دل ذوق جان شیرین گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ظرافت احساسات عاشقانه و زیباییهای عشق میپردازد. شاعر از چهره محبوبش میگوید که با ابروهایش جایی را تنگ میکند و این کارش حسرت و زیبایی را نمایان میسازد. زلف محبوبش مانند آتش است و در دنیای عشق خواب خوشی را وعده میدهد. همچنین اشارهای به خبر خوشی از بهار و سرزندگی دارد که در دل طبیعت رخ میدهد. شاعر تلخیهایی را که زاهدان میچشند به یاد میآورد و از رندی که با خوشی باده مینوشد به تحسین میپردازد. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که عشق حقیقی به دنبال لذت و شیرینی است و به زعم او، عاشق واقعی نباید همه چیز را تلخ ببیند.
هوش مصنوعی: چشمت از ما اشتباهی را دید و ابرویت در هم رفت، که این حال نشان از خشم و نارضایتی تو دارد و ما را به یاد سپاهی از ترکان میاندازد.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند هندوهای آتشپرست است که خواب خوشی را از آتش در بستر و بالین خود به دست آوردهاند.
هوش مصنوعی: پیامآور نسیم بهار میرسد و خبر خوشی میآورد که دوباره سلطنت بهار بر تمامی سرزمینها برقرار شده است.
هوش مصنوعی: چنار به خاطر آواز و رقص پرندهای به حرکت درآمد و به گلها دست زد و دامن نسرین را抓 کرد.
هوش مصنوعی: هر لحظه زاهد به من تلخی میدهد، اما من خوشحالم از اینکه رند هستم و شراب خوشمزهای در دست دارم.
هوش مصنوعی: ای مادر، هر زمان که فرهاد شیر را از شیرین گرفت، چه زمانی خواهد رسید که من با جام شیر چنین حالتی داشته باشم؟
هوش مصنوعی: اگر در عشق صادق هستی، باید جانت را با تلخی به عشق بدهی، زیرا کسی که عاشق است، در دلش شوقی ندارد. جان شیرین در این راه ارزشمند خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روی من چین از فراق آن نگار چین گرفت
عیش من تلخی ز عشق آن لب شیرین گرفت
این دل ناشاد من زان زلف چون شمشاد او
آن همی گیرد که فرهاد از غم شیرین گرفت
گر در آتش هیچ کس مسکن نگیرد پس چرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.